نگاهی به حماسه ی بزرگ "میرزا کوچک خان جنگلی"

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری ریشه: 

پیرامون نهضت جنگل و شخصیت میرزا کوچک جنگلى تاکنون کتاب هاى بسیارى نوشته شده ، که از زاویه ى دید تاریخ و تحلیل اسناد به آن نهضت و بارزترین شخصیت آن پرداخته اند.

در صد سال اخير؛ از اوايل سده چهاردهم هجری قمری تا زمان حاضر، نهضت ها، انقلاب ها، قيام ها و اقدام هاي متعدد از سوي روحانيت شيعه انجام شد؛ از جمله نهضت مرحوم ميرزا كوچك خان كه راجع به ايشان حرف هاي نادرست و قضاوت هاي غير واقعي انجام شده است. با اين كه هيچ ريشه اي جز اسلام، جز قرآن، جز خدا، جز پيامبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) نداشته، امّا به گونه اي منعكس شده كه اگر يك آدم بي اطلاع، اين تاريخ ها را بخواند، نسبت به صلاح و فايده ي اين قيام ها و اقدام ها ترديد مي كند. شايد دليل آن باشد كه متأسفانه از ابتدا كه حوزه هاي علميه و مسلمان ها عليه ظلم، استبداد، استعمار و استكبار حرف زدند و عليه بيگانگان اقدام كردند تا نگذارند آن ها بيش از پيش بر ممالك اسلامي مسلط شوند و دست سلطه را قطع كنند، تاريخ كارها به دست خودشان نوشته نشد، بلكه ديگران نوشتند و هرچه را كه خواستند نوشتند، نه هر چه را كه لازم و صحيح و مطابق با واقع بود. و اين همان هشداري بود كه بارها امام خميني1 مي داد و مي فرمود:

«لازم است براي بيداري نسل هاي آينده و جلوگيري از غلط نويسي مغرضان، نويسندگان متعهد با دقت تمام به بررسي دقيق تاريخ اين نهضت اسلامي بپردازند، و قيام ها و تظاهرات مسلمين ايران را در شهرستان هاي مختلف با تاريخ و انگيزه ي آن ثبت نمايند تا مطالب اسلامي و نهضت روحانيت سرمشق جوامع و نسل هاي آينده شود. ما كه هنوز در قيد حيات هستيم و مسايل جاري ايران را كه در پيش چشم همه ي ما به روشني اتفاق افتاده است دنبال مي كنيم، فرصت طلبان و منفعت پيشگاني را مي بينيم كه با قلم و بيان بدون هراس از هرگونه رسوايي، مسايل ديني و نهضت اسلامي را برخلاف واقع جلوه مي دهند و به حكم مخالفت با اساس نمي خواهند واقعيت را تصديق كنند و قدرت اسلام را نمي توانند ببينند، و شكي نيست كه اين نوشتجات بي اساس به اسم تاريخ در نسل هاي آينده آثار بسيار ناگواري دارد. از اين جهت، روشن شدن مبارزات اصيل اسلامي در ايران از ابتداي انعقاد نطفه اش تاكنون و رويدادهايي كه در آينده اتفاق مي افتد از مسايل مهمي است كه بايد نويسندگان و علماي متفكر و متعهد بدان بپردازند. درست آنچه را امروز براي ما روشن و واضح است براي نسل هاي آينده مبهم مي باشد؛ و تاريخ، روشن گر نسل هاي آينده است، و امروز قلم هاي مسموم درصدد تحريف واقعيات هستند، بايد نويسندگان امين اين قلم ها را بشكنند».

میرزا كوچك خان ، مسلمانی معتقد و مبارزی وطنخواه و نستوه بود و نهضت او خاستگاه دینی و مردمی داشت . نهضت جنگل به رهبری میرزا كوچك خان جنگلی در شرایطی شكل گرفت كه جای جای سرزمین ایران آماده قیامهای آزادیبخش برای پایان بخشیدن به حضور بیگانگان و پایان دادن به اوضاع آشفته درون مرزها بود . نهضت جنگل مقارن با بروز جنگ جهانی اول در سال 1914 شكل گرفت ، به رغم اعلام بیطرفی دولت ایران در این جنگ ، بخش عمده سرزمین ایران به اشغال بیگانگان درآمد و استقلال كشور سخت به مخاطره افتاد . در این زمان ، آشفتگی سیاسی ، عدم وجود دولتمردان لایق و مستقل ، سقوط پی در پی كابینه ها و بی ثباتی قدرت سیاسی از یك طرف و پریشانی و فقر گسترده از سوی دیگر ، چنان فضای دهشتناكی را بر مقدرات ایران حاكم كرده بود كه احساس مسئولیت هر انسان انقلابی و مؤمن به دین و میهن خود را چون میرزا كوچك خان ، بر می انگیخت .

میرزا پس از ایجاد ارتباط با تشكیلات اتحاد اسلام در تهران و بحث و مناظره با آنها با این هدف كه " هر دولتی كه نتواند مملكت خود را از سلطه و اقتدار دشمنان خارجی نجات دهد ، وظیفه ملت است كه برای استخلاص وطنش قیام كند ". 

نخستین پایگاه عملیاتی نهضت در جنگل تولم ( سه فرسخی شمال غربی رشت ) تأسیس شد و در شوال 1333 ق عملیات خود را با نام اتحاد اسلام علیه نیروهای اشغالگر آغاز كرد. 
هدفهای عمده نهضت با توجه به اوضاع سیاسی و اجتماعی آن زمان عبارت بودند از : اخراج نیروهای بیگانه ، برقراری امنیت ، رفع بیعدالتی و مبارزه با خودكامگی و استبداد . ایدئولوژی هیئت بر پایه آنچه كه در ارگان نهضت جنگل ، روزنامه جنگل ، انتشار یافت ، عبارت بود از : حمایت از استقلال كامل كشور بدون مداخله دولت بیگانه ، اصلاحات اساسی و رفع فساد در تشكیلات دولتی ، نهضت با رهبری میرزا به تدریج توانست كمكهای اقشار مختلف مردم را جلب كند ، به سازمان نظامی و سیاسی قوی تبدیل شود و به تهدید فزاینده ای برای نیروهای اشغالگر ، به ویژه نیروهای روسیه تزاری تبدیل شود . گسترش نهضت در میان دهقانان و حمایت آنان از میرزا سبب وحشت مالكان بزرگ گیلان نیز شده بود . 
آنان خواستار دفع و سركوب سریع جنگلیها بودند. حمله مشترك نیروهای روس و فرماندار گیلان( حشمت الدوله ) برای سركوبی نهضت به كرات با شكست مواجه شد. پایگاه قدرتمند مردمی و اعتقاد راسخ رهبری نهضت به مبارزه سبب اصلی شكست ناپذیری آن بود . نهضت پس از ضربات نظامی سختی كه در حمله قوای دولتی و روس در ماسوله تحمل كرد ، به سرعت توانست در ظرف سه ماه تجدید سازمان كند و با تصرف فومنات ، كسما قدرتمندتر از گذشته این بار در برابر دولت مركزی بایستد. 

پس از انقلاب اكتبر 1917 روسیه و متاركه روسیه از جنگ جهانی اول ، دولت انقلابی دستور بازگشت نیروهای روسی را صادر كرد. در این میان انگلیس كه بی رقیب مانده و در ایران به قدرت فعال مایشا تبدیل شده بود ، درصدد برآمد نهضت جنگل را كه كانون اصلی تهدید برای منافع خود می دانست ، از میان بردارد. به همین منظور عوامل انگلیس عده زیادی از اهالی منطقه شمال را به جرم ارتباط با قوای جنگل دستگیر و به مناطق دیگر تبعید كردند. انگلیسیها كه در پی دستیابی به منطقه قفقاز و سلطه بر ذخائر نفتی آنجا و نیز به دست آوردن سیادت در دریای خزر و گسیل نیروهای خود از راه گیلان بودند ، با مقاومت جدی رهبری نهضت جنگل مواجه شدند. فرمانده نیروهای انگلیسی ، دنسترویل ، دستور حمله به مجاهدان جنگل را صادر كرد. نیروهای انگلیس با كمك به فرمانده نیروهای روسی ، پس از شكست مجاهدان جنگل ، رشت را تصرف و خودسرانه بدون صلاحدید دولت مركزی ، به عزل و نصب مقامات منطقه اقدام كردند. 
انگلیس به منظور استفاده هر چه بیشتر از فرصت به دست آمده ناشی از خلاء نظامی و امنیتی روسیه در منطقه ، قرارداد 1919 را طرح و امضا كرد كه البته با اعتراض و مخالفت شدید و گسترده نیروهای انقلابی و مذهبی در سراسر كشور و از جمله جنگلیها مواجه شد . دولت موقت وثوق الدوله كه خود عاقد این قرارداد ننگین بود ، در مقابل ، سیاست خشونت و وحشت را در پیش گرفت . سپس وثوق الدوله كه حامی و مجری سیاستهای انگلیس بود ، به این نتیجه رسید كه نهضت جنگل را كه به تهدیدی جدی برای منافع انگلیس تبدیل شده بود ، باید از میان بر می داشت . او نخست سیاست تطمیع میرزا را در پیش گرفت و به او حكومت گیلان و سواحل دریای خزر را پیشنهاد داد و پس از آنكه از این سیاست نتیجه ای نگرفت و با مخالفت شدید میرزا روبرو شد . سعی كرد از راه ایجاد نفاق و تشتت در میان برادران نهضت ، آن را از درون تضعیف و مضمحل سازد و تا حد زیادی در پیشبرد این سیاست موفق شد . حاج رضا كسمایی كه با نفوذترین رهبران جنگل پس از میرزا به شمار می رفت ، به میرزا خیانت كرد و با اخذ امان نامه از دولت وثوق الدوله ، همراه مجاهدان كسما از صف نهضت جنگل جدا شد و برای سركوب میرزا و نهضت جنگل با دولت همكاری كرد. 

پس از ایجاد شكاف در نهضت و تضعیف آن ، انگلیسیها از فرصت پیش آمده بهره گرفته و با ارسال نامه ای از میرزا خواستند ظرف پنج روز یا اطاعت خود را از دولت وثوق الدوله اعلام دارد و یا ایران را ترك كند كه در این صورت دولت انگلیس حاضر است در بین النهرین به او پناهندگی دهد. آنها به دنبال بهانه ای برای حمله مجدد به جنگلیها بودند و همزمان با رد این پیشنهاد از سوی میرزا ، پس از اعلام اولتیماتوم 48 ساعته برای تسلیم جنگلیها ، نیروهای انگلیس به همراه قوای دولتی ، از هوا و زمین به مواضع آنها یورش بردند. قوای جنگل به رغم مقاومت ، شكست خوردند و فومنات را تخلیه كردند و راهی شرق گیلان شدند . آنها برای اینكه مردم قربانی جنگ نشوند ، از جنگ خودداری كردند و از معركه گریختند . در این عزیمت دكتر حشمت ، یار و یاور نزدیك میرزا كه از ادامه مبارزه خسته شده بود با گرفتن امان نامه با تعدادی از یاران خود تسلیم قوای دولتی شد ، اما او را امان ندادند و به اتهام جنگ علیه دولت مركزی و پناه دادن به جنگلیها و مخالفت با سلطنت در 11 شعبان 1337 ق به دار آویختند. میرزا با وجود شرایط سخت و اسفبار به پایگاه خود در جنگلهای فومنات عقب نشینی كرد و با سازماندهی مجدد به مقاومت خود ادامه داد . دولت مركزی تلاش كرد مجددا میرزا را تطمیع كند ، اما سودمند نیفتاد و میرزا در پاسخ ، با اشاره به بی ثمر بودن تلاش حكومت برای تطمیع او ، از برقراری نظام جمهوری و رهایی ستمدیدگان سخن به میان آورد . در این اوضاع و احوال ورود كمونیستهای شوروی به خاك ایران منشأ تحولاتی شد كه نهضت جنگل و رهبری آن را از دست میرزا خارج كرد. 

كمونیست های شوروی به بهانه سركوبی و استرداد كشتیهای شورشیان و ضد انقلابیهای روسیه ، وارد گیلان شدند و در آنجا ماندند و با میرزا كوچك خان ارتباط برقرار و در پوشش ائتلاف و كمك به انقلاب و نهضت جنگل آن را از مسیر اصیل و اسلامی آن منحرف و ضربات سختی به اعتبار دینی و اسلامی آن وارد كردند. این مقطع یعنی از 29 شعبان 1338 ق ( 28 اردیبهشت 1299 ، تاریخ ورود ارتش سرخ به ایران تا 11 آذر ماه 1300 ش ، شهادت میرزا ) دوره افول و انحطاط و سرانجام شكست نهضت جنگل است . 

میرزا پس از اشغال انزلی از سوی روسها ، بنا به دعوت فرمانده ارتش سرخ در انزلی برای مذاكره با نمایندگان دولت شوروی و حزت عدالت وارد انزلی شد و پس از مذاكره با بلشویكها ، موافقتنامه ای را بدین مضمون امضا كرد : عدم اجرای اعمال كمونیسم از حیث مصادره و ضبط اموال و الغاء مالكیت و منع تبلیغات . تأسیس جمهوری انقلابی موقتی پس از ورود به تهران و تأسیس مجلس مبعوثان به هر قسم حكومتی را كه نمایندگان ملت بپذیرند. سپردن مقدرات انقلاب به دست این حكومت و عدم مداخله روسها در آن . هیچ قشونی بدون تصویب و اجازه حكومت زاید بر قوای موجودئ از روسیه به ایران وارد نشود .

روسها كالاهای تجار ایرانی را كه در بادكوبه ضبط كرده اند . چون مال ایرانیان است ، تحویل این حكومت دهند . برگزار نمودن كلیه مؤسسات تجارتی روسیه در ایران به حكومت جمهوری . نكته مهم در این موافقتنامه ، روحیه استقلال طلبی و میهن پرستی و مخالفت میرزا با اصول كمونیسم بود . او در واقع ائتلاف با بلشویكها را یك دیپلماسی برای تقویت مواضع خود در برابر حكومت وثوق الدوله و اشغالگران انگلیسی تلقی می كرد و سر آن نداشت كه دست از ایران و عقیده خود بردارد و مرام كمونیسم را به عنوان مشی و و ایدئولوژی خود بپذیرد ، از همین رو به تدارك یك حمله پرداخت . در حمله نیروهای دولتی در 22 مهر 1300 به رشت بدون هیچ تصرفی به تصرف آنها درآمد ، ولی میرزا همچنان با وجود خیانت عده زیادی از یارانش به جنگ و گریز در جنگلهای گیلان ادامه داد و در اوایل آذر ماه با تنها همراهش گائوك آلمانی ( هوشنگ ) به سوی خلخال عزیمت كرد و سرانجام بر اثر سرمای جانكاه منطقه ، در 11 آذر ماه ، 1300 ش به شهادت رسید.

همچنین ببینید
نگاهی به سوابق رئیس جدید سازمان بسیج
پرونده "محمود صادقی" به قوه قضائیه ارجاع شد
کیهان: برجام "فتنه" است
"سرمایه گذاری صندوق بازنشستگی" باز هم فروشنده یک زیرمجموعه شد
مواضع جدید بانک مرکزی و بورس در مورد توقف نماد بانک ها با حاشیه "من مقصرم"

تازه های اخبار