نتایج برای :

شوخی‌های خاص شهید ابراهیم هادی

  • شوخی‌های خاص شهید ابراهیم هادی

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ علی صادقی می گوید: برای مراسم ختم شهید شهبازی راهی یکی از شهرهای مرزی شدیم. طبق روال وسنت مردم آنجا مراسم ختم از صبح تاظهربرگزار میشد.ظهر هم برای میهمانان آفتابه لگن می آوردند. باشستن دستهای آنان مراسم با صرف ناهار تمام می شد. درمجلس ختم که وارد شدم جوادبالای مجلس نشسته بودوابراهیم کنار اوبود. من هم آمدم وکنار ابراهیم نشستم.ابراهیم هادی  وجواد دوستانی صمیمی ومثل دو برادر برای هم بودند.شوخی های آنها هم در نوع خود جالب بود. در پایان مجلس دونفرازصاحبان عزا ظرف آب ولگن آوردند.اولین کسی که به سراغش می رفتند جواد بود.ابراهیم در گوش او که چیزی از این مراسم نمی دانست حرفی...

    نمایش کامل
  • شوخی‌های خاص شهید ابراهیم هادی

    به گزارش فرهنگ نیوز،علی صادقی می گوید: برای مراسم ختم شهید شهبازی راهی یکی از شهرهای مرزی شدیم. طبق روال وسنت مردم آنجا مراسم ختم از صبح تاظهربرگزار میشد.ظهر هم برای میهمانان آفتابه لگن می آوردند. باشستن دستهای آنان مراسم با صرف ناهار تمام می شد. درمجلس ختم که وارد شدم جوادبالای مجلس نشسته بودوابراهیم کنار اوبود. من هم آمدم وکنار ابراهیم نشستم.ابراهیم هادی  وجواد دوستانی صمیمی ومثل دو برادر برای هم بودند.شوخی های آنها هم در نوع خود جالب بود.در پایان مجلس دونفرازصاحبان عزا ظرف آب ولگن آوردند.اولین کسی که به سراغش می رفتند جواد بود.ابراهیم در گوش او که چیزی از این مراسم نمی دانست حرفی...

    نمایش کامل
  • رفتار شهید ابراهیم هادی با دزد موتور

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، یکی از اعضای خانواده شهید ابراهیم هادی می گوید: نشسته بودیم داخل اتاق.مهمان داشتیم.صدایی از داخل کوچه آمد.ابراهیم سریع ازپنجره نگاه کرد.شخصی موتور شوهر خواهر ابراهیم را برداشته درحال فرار بود.بگیرش...دزد...دزد!بعد هم سریع دوید دم در.یکی از بچه محل ها لگدی به موتور زد و دزد نقش بر زمین شد!تکه آهن روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد.چهره اش پر از ترس بود و اضطراب.درد می کشید که ابراهیم رسید.موتور را برداشت روشن کرد و گفت: سریع سوار شو!رفتند درمانگاه با همان موتور.دستش را پانسمان کردند بعد هم با هم رفتند مسجد!بعد از نماز کنارش نشست و گفت :چرا دزدی میکنی؟آخه پول...

    نمایش کامل
  • کمک شهید ابراهیم هادی به نیازمندان

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، یکی از دوستان شهید ابراهیم هادی نقل می کند:  سردار محمد کوثری( فرمانده اسبق لشگر حضرت رسول (ص) ) ضمن بیان خاطراتی از ابراهیم تعریف میکرد که: در روزهای اول جنگ در سرپل ذهاب به ابراهیم گفتم: برادر هادی ، حقوق شما آماده است هر وقت صلاح می دانی بیا وبگیر.در جواب خیلی آهسته گفت: شما کی میری تهران؟گفتم: آخر هفته. بعد گفت: سه تا آدرس رو مینویسم. تهران رفتی حقوقم رو دراین خونه ها بده! من هم این کار را انجام دادم. بعد ها فهمیدم هر سه، از خانواده های مستحق و آبرودار بودند. یکی دیگر از دوستان شهید ابراهیم هادی می گوید: از...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی و جلب کمک برای جبهه‌ها

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ عباس هادی می گوید: اواخر سال 60 بود. ابراهیم در مرخصی به سر می‌برد.آخر شب بود که آمد خانه.کمی صحبت کردیم. بعد دیدم توی جیبش یک دسته بزرگ اسکناس قرار دارد.گفتم:راستی داداش اینهمه پول و از کجا میاری!؟من چند بار تا حالا دیدم که به مردم کمک میکنی. برای هیئت خرج می‌کنی! الانم که این همه پول تو جیبته..بعد به شوخی گفتم: راستشو بگو,گنج پیدا کردی!؟ابراهیم خندید و گفت: نه بابا رفقا اینهارو به من میدهند. خودشان هم میگویند در چه راهی خرج کنم.فردای آنروز با ابراهیم رفتیم بازار از چند دالان و بازارچه رد شدیم. به مغازه مورد نظر رسیدیم.مغازه ی تقریبا بزرگی بود.پیرمرد صاحب فروشگاه و شاگرداش یک به یک با...

    نمایش کامل
  • بغض برادر همسر هادی نوروزی ترکید

    احمد ابراهیم پور،برادر همسر زنده یاد هادی نوروزی در این باره نوشت:سلام روزتون بخیر بعد از رفتن هادی خانواده ما و هادی خان شرمنده مردم ایران شدیم بخاطر لطغشون به هادی عزیز ما دست بوس همتونیم اما متاسفانه امروز در پیچ یادگار هادی خان عده ای شروع به فحاشی نمودن حرفم به اون عزیزیه که در حال تایپ فحشه به ولا این متن ها رو با خون دل میخونیم ، رسم یتیم نوازی این نیست.کاپ

    نمایش کامل
  • سلام بر ابراهیم/ شهید ابراهیم عاشق چه نوع شهادتی بود؟

    به گزارش خبرگزاری مهر، کلیپ تصویری از حجت الاسلام پناهیان در خصوص کتاب سلام بر ابراهیم را می توانید از لینک بالا دریافت کنید.متن کلیپ: من خیلی از آدم‌ها را دیدم که خودشان به خودشان می‌گفتند ما آدم‌های درب‌داغونی بودیم، ولی می‌گفتند کتاب همین شهیدی که برای شما تعریف کردند، ابراهیم هادی را خواندیم متحول شدیم! بچه‌هایی که می‌رفتند جبهه خیلی‌هایشان از اول حاضر به شهادت نبودند، بعد می‌‌رفتند کم‌کم دل‌شان می‌رفت! کم‌کم دل‌شان می‌‌رفت! و بعضی‌ها دل‌شان خیلی می‌رفت! ش هید ابراهیم هادی کسی بود که  دلش خیلی رفته بود. از جلوی خاکریز دشمن حرکت می‌کرد چه مشیی داشت! چه نوری...

    نمایش کامل
  • شهید هادی و جلب کمک برای جبهه ها

    به گزارش فرهنگ نیوز، عباس هادی می گوید: اواخر سال 60 بود. ابراهیم در مرخصی به سر می‌برد.آخر شب بود که آمد خانهکمی صحبت کردیم. بعد دیدم توی جیبش یک دسته بزرگ اسکناس قرار دارد.گفتم:راستی داداش اینهمه پول و از کجا میاری!؟من چند بار تا حالا دیدم که به مردم کمک میکنی. برای هیئت خرج می‌کنی! الانم که این همه پول تو جیبته..بعد به شوخی گفتم: راستشو بگو,گنج پیدا کردی!؟ابراهیم خندید و گفت: نه بابا رفقا اینهارو به من میدهند. خودشان هم میگویند در چه راهی خرج کنم.فردای آنروز با ابراهیم رفتیم بازار از چند دالان و بازارچه رد شدیم. به مغازه مورد نظر رسیدیم.مغازه ی تقریبا بزرگی بود.پیرمرد صاحب فروشگاه و شاگرداش یک به یک با...

    نمایش کامل
  • انفاق شهید ابراهیم هادی به دوستان

    به گزارش  فرهنگ نیوز، مصطفی صفار هرندی می گوید: از علمائی که ابراهیم به او ارادت خاصی داشت مرحوم حاج آقا هرندی بود.این عالم بزرگوار غیر از ساعات نماز مشغول شغل پارچه فروشی بود. سال 61 یکروز به همراه ابراهیم خدمت حاج آقا رفتیم واز حاج آقا پارچه به اندازه دو دست پیراهن گرفت.دو هفته بعد موقع نماز دیدم که ابراهیم آمده مسجد و رفته پیش حاجی، من هم سریع رفتم ببینم چی شده. ابراهیم مشغول حساب سال بود و داشت خمس اموالش رو حساب می‌کرد. از اونجائی که می‌دونستم او برای خودش چیزی نگه نمی‌داره تعجب کردم که می‌خواد خمس چه چیزی رو حساب کنه.  حاج آقا حساب سال رو انجام داد وگفت 400 تومان خمس شما می‌شه. بعد ادامه داد: من با...

    نمایش کامل
  • خاطرات شهید ابراهیم رستمی در یک اثر

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ نورمحمدی دربارۀ این اثر گفت: این کتاب که گردآوری آن قریب به ده سال زمان برده است، سرگذشت و خاطرات شهید ابراهیم رستمی در قالب یکی از شاخص‌ترین جهادگران مطرح استان کرمانشاه است.وی ادامه داد: کتاب در چهار فصل تنظیم‌شده است. فصل اول(ابراهیم) به خاطرات شخصی من با شهید اختصاص یافته است . فصل دوم(ابراهیم در یادها) به دو بخش تنظیم‌شده است؛ بخش اول خاطرات خویشان و همسایگان و بخش دوم خاطرات دوستان و هم‌رزمان شهید. فصل سوم(ابراهیم در آینه‌ها) نیز به ویژگی‌های فردی شهید پرداخته شده است و فصل چهارم(ابراهیم در اسناد و تصویر) به...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی و حاجات اهالی محل

    به گزارش فرهنگ نیوز، یکی از مهم‌ترین کارهایی که درمحل(خیابان 17 شهریور) انجام شد ترسیم چهره ابراهیم در سال76 زیر پل اتوبان شهید محلاتی بود روزهای آخر جمع‌آوری مجموعه سراغ سید رفتم و گفتم: "آقا سید من شنیدم تصویر شهید هادی رو شما ترسیم کردین درسته؟"سید گفت: "بله! چطورمگه؟"  گفتم: "هیچی، فقط می‌خواستم از شما تشکر کنم چون با این عکس انگار ابراهیم هنوز توی محل هست و حضور داره".سید گفت: "من ابراهیم رو نمی‌شناختم و برای کشیدن چهره ابراهیم چیزی نخواستم. اما بعد از انجام این کار به قدری خدا به زندگی من برکت داد که نمی‌تونم برات حساب کنم و خیلی چیزها هم از این تصویر دیدم".  با...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی و حاجات اهالی محل

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ یکی از مهم‌ترین کارهایی که درمحل(خیابان 17 شهریور) انجام شد ترسیم چهره ابراهیم در سال76 زیر پل اتوبان شهید محلاتی بود روزهای آخر جمع‌آوری مجموعه سراغ سید رفتم و گفتم: "آقا سید من شنیدم تصویر شهید هادی رو شما ترسیم کردین درسته؟"سید گفت: "بله! چطورمگه؟"  گفتم: "هیچی، فقط می‌خواستم از شما تشکر کنم چون با این عکس انگار ابراهیم هنوز توی محل هست و حضور داره".سید گفت: "من ابراهیم رو نمی‌شناختم و برای کشیدن چهره ابراهیم چیزی نخواستم. اما بعد از انجام این کار به قدری خدا به زندگی من برکت داد که نمی‌تونم برات حساب کنم و خیلی چیزها هم از این تصویر دیدم".  با...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی و نجات معجزه آسای یکی از دوستان

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، مصطفی هرندی می گوید: خیلی بی تاب بود ، ناراحتی در چهره اش موج میزد . پرسیدم چیزی شده !؟ابراهیم با ناراحتی گفت : دیشب با بچه ها رفته بودیم شناسایی ، تو راه برگشت ، درست در کنار مواضع دشمن ، ماشاا... عزیزی رفت روی مین و شهید شد .عراقی ها تیر اندازی میکردند و ما هم مجبور شدیم برگردیم .علت ناراحتیش را فهمیدم ، هوا که تاریک شد حرکت کرد ، نیمه های شب هم برگشت ،خوشحال و سر حال ، مرتب فریاد میزد امدادگر امدادگر ، سریع بیا ، ماشاا... زنده است !بچه ها خوشحال بودند ، ماشاا... را سوار آمبولانس کردیم ، اما ابراهیم در گوشه ای نشسته بود و غرق در فکر بود . کنارش نشستم ، با تعجب پرسیدم در چه فکری هستی ؟مکثی کرد و گفت : ماشاا......

    نمایش کامل
  • وداع با پیکر مطهر شهید مدافع حرم هادی زاهد در معراج شهدا

    به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مراسم وداع با پیکر شهید مدافع حرم هادی زاهد دقایقی پیش همزمان با سالروز شهادت امام حسن مجتبی(ع) با حضور خانواده شهید، دوستان، همرزمان و بستگان او در معراج شهدای مرکز برگزار شد. در این مراسم خواهران، برادران، همسر و فرزندان شهید حضور داشتند و با پیکر مطهر این شهید ساعتی وداع کردند. شهید هادی زاهد متولد 1357 بود. او اصالتاً اهل ساوه و ساکن تهران بود که از ابتدای حضور مستشاران نظامی و مدافعان حرم در سوریه حضور داشتند. شهید هادی زاهد یکی از مستشاران زبده نظامی بود که پس از شش سال حضور مستشاری در سوریه...

    نمایش کامل
  • ابراهیم هادی اسطوره ایثار و شهادت

    به گزارش فرهنگ نیوز، علی مقدم می گوید: بعد از عملیات مطلع الفجر بود. جهت هماهنگی بهتر، بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه‌ای در محل گروه اندرزگو برگزار شده بود.بجز من و ابراهیم سه نفر از فرماندهان ارتش و سه نفر از فرماندهان سپاه حضود داشتند. تعدادی از بچه‌ها هم در داخل حیاط مشغول آموزش نظامی بودند.اواسط جلسه بود. همه مشغول صحبت بودند. یک‌دفعه از پنجره اتاق یک نارنجک به داخل پرت شد!دقیقا وسط اتاق افتاد. از ترس رنگم پرید. همین‌طور که کنار اتاق نشسته بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم و به سمت دیوار چمباته زدم! برای لحظاتی نفس در سینه‌ام حبس شد، بقیه هم مانند من هر یک به گوشه‌ای خزیده بودند.لحظات به سختی می‌گذشت اما صدای انفجار نیامد. خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از لابه‌لای...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی و کار برای رضای خدا

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ عباس هادی می گوید: از ویژگی‌های ابراهیم این بود که معمولاً کسی از کارهایش مطلع نمی‌شد. بجزکسانی که همراهش بودند و خودشان کارهایش را مشاهده می‌‌کردند. اما خود ابراهیم جز در مواقع ضرورت از کارهایش حرفی نمی‌زد و همیشه این نکته را اشاره می‌کرد که:« اگر کار برای رضای خداست، گفتن نداره » و یا « مشکل کارهای ما اینه که برای رضای همه کار می‌کنیم، به جز خدا »حضرت علی (ع) نیز می فرماید: « هر کس قلبش را ( و اعمالش را از غیر خدا ) پاک ساخت مورد نظر خدا قرار خواهد گرفت. » غرر الحکم ص 538عرفای بزرگ نیز در سرتاسر جملاتشان به این نکته اشاره می‌کنند که اگر کاری برای خدا بود ارزشمند می‌شود. و انسان باید هر کاری حتی مسائل شخصی خودش را...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی راهنمای دوستانش در فتنه 88

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، خانم رسولی می گوید: در دوران دفاع مقدس با همسرم راهی جبهه شدیم. شوهرم در گروه شهید اندرزگو و من امدادگر بیمارستان گیالن غرب بودم. ابراهیم هــادی را اولین بار در آنجا دیدم. یکبار که پیکر چند شــهید را به بیمارســتان آوردند، برادر هادی آمد و گفت: شــما خانمها جلو نیائید! پیکر شهدا متالشی شده و باید آنها را شناسائی کنم. بعدها چند بار نوای ملکوتی ایشــان را شــنیدم. صدای بسیار زیبائی داشت. وقتی مشغول دعا میشد، حال و هوای همه تغییر میکرد. من دیده بودم که بسیجیها عاشق ابراهیم بودند و همیشه در اطراف او پر از نیروهای رزمنده بود. تا اینکه در اواخر سال 1360 آنها به جنوب رفتند و من هم به تهران برگشتم. چند...

    نمایش کامل
  • شوخ طبعی جالب شهید ابراهیم هادی

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ علی صادقی و اکبر نوجوان می گویند: ابراهیم در موارد جدی بودن کار بسیار جدیت داشت اما در موارد شوخی و مزاح بسیار انسان خوش‌مشرب و شوخ طبعی بود و اصلا یکی از دلایلی که خیلی‌ها جذب ابراهیم می‌شدند همین موضوع بود.ابراهیم در مورد غذا خوردن هم اخلاق خاصی داشت. وقتی غذا به اندازه کافی بود خوب غذا می‌خورد و می‌گفت: «بدن ما به جهت ورزش و فعالیت زیاد، احتیاج بیشتری به غذا داره».یکبار با یکی از بچه‌های محلی گیلان‌غرب به یه کله‌پزی در کرمانشاه رفتن و دو نفری سه دست کامل کله‌پاچه خورده بودن! یا وقتی یکی از بچه‌ها، ابراهیم را برای ناهار دعوت کرده بود برای سه نفر 6 عدد مرغ را سرخ کرده و مقدار زیادی...

    نمایش کامل
  • علاقه زیاد شهید ابراهیم هادی برای خدمت به مردم

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، مرتضی پارسائیان می گوید: ابراهیم در تابستان 1361 که به خاطر مجروح شدن تهران بود، پیگیر مسائل آموزش و پرورش شد.در دوره های تکمیلی ضمن خدمت شرکت کرد . همچنین چندین برنامه و فعالیت فرهنگی را در همان دوران کوتاه انجام داد.با عصای زیر بغل از پله های اداره کل آموزش و پرورش بالا و پایین می رفت. آمدم جلو و سلام کردم.گفتم: آقا ابرام چی شده؟ اگه کاری داری بگو من انجام می دم.گفت: نه، کار خودمه.بعد به چند اتاق رفت و امضا گرفت. کارش تمام شد. می خواست از ساختمان خارج شودپرسیدم: این برگه چی بود. چرا اینقدر خودت را اذیت میکردی؟گفت: یک بنده خدا دو سال معلم بوده. اما هنوز مشکل استخدام داره. کار او را انجام دادم.پرسیدم: از بچه های جبهه است؟گفت: فکر نمی کنم، از من...

    نمایش کامل
  • هادی زاهد به شهدای مدافع حرم پیوست

    به گزارش فرهنگ نیوز شهید هادی زاهد از اهالی پایتخت به جمع شهدای مدافع حرم سوریه پیوست. شهید زاهد که چندی پیش برای دفاع از حریم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) به سوریه رفته بود روز گذشته یکشنبه 16 آبان ماه 95 در شهر حلب توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.ساعت 15:30 امروز مراسم وداع با پیکر مطهر این شهید در معراج شهدای مرکز واقع خیابان بهشت برگزار می‌شود

    نمایش کامل
  • «سلام بر ابراهیم» در نماز جمعه معرفی شد

    به گزارش پارس نیوز، کتاب «سلام بر ابراهیم» روایت زندگیِ یکی از چهره‌های برجسته و شاخص دفاع مقدس، شهید مفقودالاثر «ابراهیم هادی» است که نام او تداعی‌گرِ مجاهدت، شجاعت، ازخودگذشتگی و پایمردی است. شهید ابراهیم هادی، مبارزی انقلابی، فرماندهی پرتلاش، ورزشکاری پهلوان، معلمی فداکار، مداحی دلسوخته، رفیقی دلسوز و بندۀ خالص خدا بود که می‌تواند الگوی بسیار مناسبی برای نسل امروز جامعۀ ما، به‌عنوان یک جوان شاخص مسلمان در طراز انقلاب اسلامی معرفی شود. گروه فرهنگی شهید ابراهیم هادی در کتاب «سلام بر...

    نمایش کامل
  • شهید ابراهیم هادی و احترام به دیگران

    به گزارش خبرگزاری تسنیم،  مهدی فریدوند و مرتضی پارساتیان می گویند:  از ویژگی های شهید ابراهیم هادی ؛ احترام به دیگران بود ؛ حتی به دشمن جنگی همیشه میگفت اکثر این دشمنان ما انسانهای جاهل و ناآگاه هستند. به همین خاطر بیشتر مواقع در درگیری به جای کشتن دشمن آنها را به اسارت میگرفت.اغلب بعد از اسارت انها چون عربی بلد بود با آنها صحبت میکرد. هر نوع غذایی هم خودمان میخوردیم برای آنها میبرد.این رفتار او باعث میشد اسرای عراقی مجذوب او شوند.طوری که وقتی میخواستند آن اسرا را منتقل کنند با گریه نمیخواستند بروند و میگفتند اجازه بدهید حتی  ما علیه بعثی ها بجنگیم.در عملیات بازی دراز ؛ به همراه شخص دیگر به بالای ارتفاعات رفتیم ؛ به سنگری رسیدیم که...

    نمایش کامل
  • وقتی ابراهیم روی نارنجک افتاد

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ علی مقدم می گوید: بعد از عملیات مطلع الفجر بود. جهت هماهنگی بهتر، بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه‌ای در محل گروه اندرزگو برگزار شده بود.بجز من و ابراهیم سه نفر از فرماندهان ارتش و سه نفر از فرماندهان سپاه حضود داشتند. تعدادی از بچه‌ها هم در داخل حیاط مشغول آموزش نظامی بودند.اواسط جلسه بود. همه مشغول صحبت بودند. یک‌دفعه از پنجره اتاق یک نارنجک به داخل پرت شد!دقیقا وسط اتاق افتاد. از ترس رنگم پرید. همین‌طور که کنار اتاق نشسته بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم و به سمت دیوار چمباته زدم! برای لحظاتی نفس در سینه‌ام حبس شد، بقیه هم مانند من هر یک به گوشه‌ای خزیده بودند.لحظات به سختی می‌گذشت اما صدای انفجار نیامد. خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از لابه‌لای...

    نمایش کامل
  • نجات شهید ابراهیم هادی از مار

    به گزارش فرهنگ نیوز؛ مهدی عموزاده می گوید: ساعت ده شب بود. تو کوچه فوتبال بازی می کردیم. اسم آقا ابراهیم را از بچه های محل شنیده بودم. اما برخوردی با او نداشتم.مشغول بازی بودیم. دیدم از سر کوچه شخصی با عصای زیر بغل به سمت ما می آید. از محاسن بلند و پای مجروحش فهمیدم خودش است !کنار کوچه ایستاد و بازی مارا تماشا می کرد. یکی از بچه ها پرسید: آقا ابراهیم بازی می کنی؟گفت : من با این پا نمی تونم. اما اگه بخواهید تو دروازه می ایستم.بازی من خیلی خوب بود. اما هرکاری کردم نتونستم به او گل بزنم. مثل حرفه ای ها بازی می کرد. نیم ساعت بعد, وقتی توپ زیر پایش بود گفت: بچه ها فکر نمی کنید الان دیر وقته, مردم می خوان بخوابن!توپ و دروازه ها را جمع کردیم. بعد هم نشستیم دور...

    نمایش کامل
  • ساختار شکنی شهید ابراهیم هادی

    به گزارش خبرگزاری تسنیم، جمعی از دوستان شهید می گویند: در ایام ابتدای جنگ ,ابراهیم الگوی بسیاری از بچه های رزمنده شده بود. خیلی ها به رفاقت با او افتخار میکردند. اما او همیشه طوری رفتار میکرد تا کمتر مطرح شود. مثلا به لباس نظامی توجهی نداشت ,پیراهن بلند و شلوار کردی میپوشید. تا هم به مردم محلی آنجا نزدیک تر شود. هم به نوعی جلوی نفس خود را گرفته باشد. ساده وبی آلایش بود. وقتی برای اولین بار او را می دیدی فکر میکردی که او خدمتکار و... برای رزمندگان است .اما مدتی که می گذشت به شخصیت او پی میبردی.ابراهیم به نوعی ساختار شکن بود. به جای توجه به ظاهر و قیافه بیشتر به فکر باطن بود.بچه ها هم از او تبعیت میکردند ,همیشه میگفت: مهمتر از اینکه برای...

    نمایش کامل